خَنْساء؛ اسوهای از صبر، شعر و شجاعت که ایثار را معنا بخشید
مقدمه
نحمده تعالی و نصلی علی رسوله الکریم.
در تاریخ اسلام، زنانی درخشیدند که نهتنها در میدان جنگ، بلکه در میدان اندیشه، ادبیات و ایمان نیز نمونهای برای نسلهای دور شدند. در میان زنان صحابه، چهرهای چون خَنْساء رضی الله عنها جایگاهی ممتاز دارد؛ زنی که از شاعری جاهلی به مادری مؤمن و مقاوم تبدیل شد و در راه خداوند و عقیدهاش چهار فرزندش را از ته قلب تقدیم کرد.
بهراستی که خنساء نهتنها الگویی برای زنان بلکه برای تمام مردم و نسلها بهحساب میآید چرا که ایمانش حقیقی، پیمانش باخدا محکم، صداقتش از جنس طلا، شجاعتش مردانه و ایثارش از جنس مکتب ناب رسولالله بود. در این نوشته سعی بر آن شده که زندگی خنساء را برای مسلمانان آنگونه که شایسته است به تصویر بکشیم تا با زندگی یکی دیگر از شاگردان و تربیتیافتگان مدرسه اسلام آشنا شوند و به آن افتخار کنند و دخترانشان را همانند اینان تربیت کنند.
هادی ابراهیمی
نام و نسب
نام او تماضر بنت عمرو بن الحارث السلمیه که در نسب به مضر میرسد. او ملقب به خنساء است که سبب لقبش بینی کوچک و بلندی نوک آن بود. (الوافی فی الوفیات: ۱/۱۴۵۹.)
احوال خنساء در جاهلیت
خنساء رضیاللهعنها در دوران جاهلیت به آزادی رأی و شخصیت قوی شناخته میشد. این ویژگیها را میتوان از دوران رشد و پرورش او در خانهای باعزت، موقعیت و شأن اجتماعی بالا – همراه با پدر و دو برادرش معاویه و صخر – دریافت. او در قصاید خود، با افتخار از بزرگواری و سخاوت آن دو یاد میکرد.
یکی از نمودهای روشن قدرت شخصیت خنساء، ردّ پیشنهاد ازدواج از جانب) دُرَید بن الصمّه (_ یکی از دلیران قبیله بنی جُشم_ بود. او ترجیح داد با یکی از افراد قبیله خودش ازدواج کند. بهاینترتیب، با پسرعمویش، رواحة بن عبدالعزیز السُّلمی ازدواج کرد، اما زندگی مشترکشان چندان طولانی نبود؛ چرا که او مردی قمارباز و بیملاحظه در مسائل مالی بود. بااینحال، خنساء از او صاحب پسری شد.
پس از جدایی، با پسرعموی دیگرش، مِرداس بن أبی عامر السُّلمی ازدواج کرد و از او چهار پسر به دنیا آورد.
اما چیزی که خنساء را در جاهلیت به شهرتی بینظیر رساند، شعرهای سوگنامهآمیزش (رثاء) بود، بهویژه در رثای دو برادرش صخر و معاویه. او تا دوران خلافت عمر بن خطاب رضیاللهعنه، پیوسته برای آنان اشک میریخت.
یکی از نمونههای جایگاه ممتاز خنساء در میان شاعران عرب جاهلی، ماجرایی است که میان او و هند بنت عتبة (پیش از اسلامآوردن) رخ داد؛ ماجرایی که نشان میدهد تا چه اندازه خنساء در میان اعراب به دلیل مرثیهسراییاش شناختهشده بود.
در واقعه بدر، عتبة و شیبه پسران ربیعة، و نیز ولید بن عتبة کشته شدند. پس از آن، هند بنت عتبة به سوگ آنها پرداخت و خود را بزرگترین مصیبتدیده عرب میدانست. او دستور داد تا در بازار عکاظ، مصیبت او با مصیبت خنساء مقایسه شود.
در روز موعود، خنساء از او پرسید: خواهرم تو کیستی؟ هند پاسخ داد: من هند بنت عتبهام؛ بزرگترین مصیبتدیده عرب. شنیدهام تو هم خود را چنین میدانی، تو به کدام مصیبت افتخاری؟ خنساء پاسخ داد: به پدرم، ابو عمر الشرید، و به دو برادرم صخر و معاویه. تو به چه مصیبتی مینازی؟ هند گفت: آیا اینها را با هم برابر میدانی؟
سپس هند این اشعار را خواند:
أبکی عمید الأبطحین کلیهما ومانعها من کل باغ یریدهـا أبی عتبة الخیرات ویحک فاعلمی وشیبة والحامی الذمار ولیدها
أولئک آل المجد من آل غالب وفی العز منها حین ینمی عدیدها
ترجمه:
میگریم بر دو بزرگمرد مکه که از هر ستمگری، حرم را پاس میداشتند
پدرم عتبةِ نیکوکار – وای بر تو، بدان و شیبه، و فرزندش ولید که از ناموس نگهبانی میکردند
اینان خاندان مجد و شکوه بودند و بزرگیشان هر چه بیشتر میشد، عزتشان افزون میگشت
خنساء در پاسخ، با شوق و شور فراوان این ابیات را گفت که بسیار رساتر بودند:
أبکی أبی عمرًا بعین غزیـرة قلیل إذا نام الخلـی هجودهـا
وصنوی لا أنسی معاویة الذی له من سراة الحرتیـن وفـودهـا
وصخرًا ومن ذا مثل صخر إذا غدا بساحته الأبطال قــزم یقودها
فذلک یا هند الرزیة فاعلمی ونیران حرب حین شب وقـودهـا
ترجمه:
میگریم بر پدرم عمرو با چشمی اشکریز چشمی که حتی در آسایش، آرام نمیگیرد
و بر برادرم معاویه که بزرگان دو قبیله، مهمانش بودند
و بر صخر، و چه کسی همانند صخر است این است، ای هند، آن مصیبت واقعی و آتشی از جنگ، چون شعلهور گردد
جایگاه ادبی خنساء در دوره جاهلی
خنساء در عصر جاهلیت از مشهورترین شاعران مرثیهسرا بود و بیشتر علمای شعر بر این باورند که پیش از خنساء و پس از او، هیچ زنی به قدرت شعری او نرسیده است.
بشّار بن بُرد میگفت: هیچ زنی نیست که شعر بگوید، مگر اینکه در شعرش نشانهای از ضعف نمایان میشود. به او گفتند: آیا خنساء نیز همینگونه است؟ او پاسخ داد: او همان زنی است که بر مردان چیره شد.
اشعار او در سوگ برادرش صَخر به چنان تأثیری دستیافت که هنوز هم در دیوانهای شعر عرب بهعنوان نمونهای از فصاحت و عمق عاطفی نقل میشود. بیت مشهور او در وصف صخر چنین است:
و إنّ صخراً لتَأتمُّ الهُداةُ بهِ كأنّهُ علمٌ في رأسهِ نارُ صخر چنان است که رهروان از او پیروی میکنند؛ گویی پرچمی است افراشته با آتشی بر فراز آن.
از جَریر (شاعر مشهور عرب) پرسیده شد: چه کسی از همه در شعر برتر است؟ او پاسخ داد: من، اگر خنساء نبود. پرسیدند: شعر او در کدام بیت از تو برتر است؟ گفت: در این بیت:
زمان و آنچه نابود میسازد، شگفتانگیز است؛ دُم را برای ما باقی گذاشت، حالآنکه سر را از ریشه برکَند.
این بیت، استعارهای است از شدت اندوه و مصیبت؛ یعنی آنچه باید باقی میماند رأس/ اصل، از بین رفت، و آنچه بیارزش بود ذنب/ فرع، باقی ماند.
ابن قتیبه در الشعر والشعراء و ابن عبدربه در العقد الفرید از او بهعنوان شاعری بزرگ یاد کردهاند که حتی دو شاعر بزرگ عرب، جریر و فرزدق نیز به قدرت شعریاش اذعان داشتند.
✦اسلامآوردن و تحول درونی
با طلوع اسلام، خنساء نیز همچون دیگر بزرگان عرب به پیامبر ایمان آورد. ابن عبدالبر در کتاب الاستیعاب درباره اسلام آوردن او میگوید: (خنساء همراه با قوم خود از قبیله بنی سلیم نزد پیامبر خدا آمد و با آنان اسلام آورد(
خنساء از جمله شاعران مُخضرَم (به معنای لغوی که هم اسلام را درک کرده و هم جاهلیت) به شمار میرود؛ زیرا در دو دوره زندگی کرده است: یکی دوران جاهلیت، و دیگری دوران اسلام و پس از ظهور اسلام، اسلام آورد و ایمانش نیکو شد.
پس از آن، شعرش رنگ توحید و معنویت گرفت. پیامبر اسلام شعر او را شنید و گاه تحسین میکرد، اما توصیه میفرمود که از نالههای جاهلی دوری کند.
ابن عبدالبر در الاستیعاب روایت میکند: رسول خدا به خنساء فرمود: يا خنساء، دعي الجزع، فإنه من عمل الجاهلية. ای خنساء، از فریاد و بیتابی (ناسپاسی) بپرهیز که از کارهای جاهلی است.
صفات بارز خنساء
مادر چهار شهید در جنگ مشهور قادسیه
اوج شکوه و ایمان خنساء در جنگ قادسیه نمایان شد؛ هنگامیکه چهار فرزند دلاورش را به میدان فرستاد و در شب پیش از نبرد، برایشان چنین سخن گفت:
یا بنیّ، إنکم أسلمتم طائعین، وهاجرتم مختارین… فإذا رأیتم الحرب قد شمّرت عن ساقها، فاقتحموا لُجّتها… (أسد الغابة، ابن اثیر) فرزندانم، شما با میل ایمان آوردید و با اختیار هجرت کردید… پس اگر جنگ را در شدت دیدید، به دل آن بزنید و از شهادت نهراسید.
چهار پسر خنساء در همان نبرد به شهادت رسیدند. اما این مادر دلشکسته، پس از شنیدن خبر، تنها گفت:
الحمد لله الذي شرّفني بقتلهم في سبيله، وأرجو من ربي أن يجمعني بهم في مستقر رحمته. سپاس خدایی را که مرا با شهادت آنان سربلند کرد. امید دارم پروردگارم مرا به آنان در بهشت ملحق گرداند.
قدرت شخصیت خنساء
خنساء به آزادی رأی و قدرت شخصیت شناخته میشد. این ویژگیها را میتوان از دوران رشد و پرورش او در خانهای باعزت و مقام بالا، همراه با پدر و دو برادرش دریافت. او در اشعار خود به بزرگواری و سخاوت آنها افتخار میکرد.
یکی از نشانههای دیگر قدرت شخصیت خنساء، ردّ پیشنهاد ازدواج از جانب دُرَید بن الصمّه، یکی از دلیران عرب بود که قبلاً گذشت.
این ویژگیهای خنساء نشاندهندهی استقلال و قاطعیت در تصمیمات شخصی و همچنین رشد و تعالی او در محیطی با ارزشهای فرهنگی و اجتماعی برجسته است.
شجاعت و فداکاری خنساء
شجاعت و روحیهی فداکاری خنساء بهویژه در نبرد قادسیه بهوضوح آشکار شد؛ جایی که چهار فرزندش در راه خدا به شهادت رسیدند. پس از شنیدن خبر شهادتشان، باایمان و رضایتی ژرف گفت:
سپاس خدای را که مرا با شهادت آنان سربلند کرد.
همچنین خنساء موقِف زیبایی با پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوسلم داشت. پیامبرگاهی از او میخواست شعر بخواند و از شعرش خشنود میشد و شعرش را دوست میداشت. او میسرود و پیامبر میفرمود: هِیّه یا خُنَاس یعنی: بیا بخوان، ای خناس! یا با دست خود اشارهای میکرد و از او میخواست شعر بخواند. (الاصابه و طبقات ابن سعد)
بلاغت، فصاحت و حسن بیان خنساء
روزی از خنساء خواسته شد که دو برادرش، معاویه و صخر را توصیف کند. او چنین گفت: صخر، زمانهای تیرهوتار بود، و همچون ظهر روز پنجشنبهای خونین (کنایه از شدت و خطر (. و اما معاویه، مردی بود که آنچه میگفت، انجام میداد. به او گفتند: کدامیک از آن دو، بزرگتر و باافتخارتر بود؟ خنساء پاسخ داد: صخر، گرمای سوزان زمستان بود، و معاویه، نسیمِ خنک هوا. پرسیدند: کدامیک داغشان سنگینتر و اندوهشان جانکاهتر بود؟ پاسخ داد: صخر، آتشی بود در جگر، و معاویه، بیماریای بود در تن.
این سخنان خنساء نمونهای روشن از بلاغت بالا، تشبیهات خلاقانه، و توان توصیف عاطفی عمیق اوست؛ بیانی که نهتنها دل مخاطب را میلرزاند، بلکه در ادبیات عرب، جایگاهی بیبدیل دارد.
اثر پیامبر اسلام در تربیت خنساء:
خنساء، یک زن عرب شاعر برجسته بود که در دو دوره متفاوت از زندگی خود، واکنشهای مختلفی به ازدستدادن عزیزانش نشان داد. این واکنشها تفاوتهای زیادی ربا هم داشتند و برای افرادی که علت تغییر این رفتارها را نمیدانند، ممکن است عجیب و غیرقابلفهم به نظر برسند. در ادامه، دو نمونه از رفتارهای خنساء آورده شده است که نشان میدهند چگونه اسلام تأثیر زیادی در تغییر دیدگاه او نسبت به زندگی و مرگ داشت.
حالت اول: در زمان جاهلیت
در دوران جاهلیت، زمانی که خنساء از کشتهشدن برادرش، صخر، خبردار شد، این خبر بهشدت بر او تأثیر گذاشت و او در غم و اندوه عمیقی فرورفت. او بهقدری غمگین شد که شعرهایی پر از حزن و اندوه در مرثیه برادرش سرود. در یکی از اشعار خود میگوید:
“قذی بعینک أم بالعین عوار ** أم ذرفت إذ خلت من أهلها الدار”
در این دوران، خنساء نهتنها در اشعار خود از برادرش میگریست، بلکه در یک حادثه، عمر بن خطاب، خلیفه دوم مسلمانان، او را دید که در حال طواف خانه کعبه است و موهای سرش تراشیده شده و پاهایش را میزند که این نشان از شدت اندوه او بود.
حالت دوم: پس از اسلام
اما زمانی که اسلام ظهور کرد و جهاد در راه خدا آغاز شد، خنساء تغییرات عظیمی را در زندگی و مساله ناراحتی و گریه برای مردگان تجربه کرد. او دیگر آن زن غمگین و مغموم نبود؛ زمانی که از شهادت چهار پسرش در میدان جنگ باخبر شد، برخلاف انتظارات همه، نهتنها اشک نریخت و ناسپاسی نکرد، بلکه با شجاعت و ایمانی راسخ گفت “:الحمدلله الذي شرفني باستشهادهم، وإني أسأل الله أن يجمعني معهم في مستقر رحمته” سپاس خداوندی را که این افتخار را به من داد تا فرزندانم شهید شوند، و از خداوند میخواهم که مرا با آنها در بهشت گرد هم بیاورد.
این تغییرات عمده در رفتار خنساء ناشی از تأثیر اسلام بود که مفاهیم جدیدی از زندگی و مرگ و عقاید و. اعمال جاهلیت را به او آموخت. اسلام به او آموخت که مرگ در راه خدا یک افتخار است و جهاد و شهادت در راه دین یک هدف والای انسانی. او از زنی افسرده و نگران در زمان جاهلیت به یک زن شجاع و مطمئن در اسلام تبدیل شد.
موضعگیری خنساء در برابر صحابه
خنساء همچنان که در قبایل عرب شناخته شده بود، در برابر صحابه پیامبر اسلام نیز احترام و وفاداری زیادی داشت. یکی از معروفترین وقایع این است که زمانی که او به حضور عمر بن خطاب آمد، او را نصیحت کرد که باید برادریهای خود را در نظر بگیرد و به خداوند ایمان داشته باشد. این نصیحت در حقیقت نشان میدهد که خنساء بهرغم همه غمها و دردهای گذشتهاش، تحتتأثیر آموزههای پیامبر اسلام قرار گرفته و از طریق ایمان به خداوند، به استقامت و شجاعت جدیدی دستیافته بود.
سخنان خنساء
خنساء، پیش از جنگ قادسیه[1] ، به پسران خود گفت که در مبارزه با دشمنان اسلام باید با شجاعت و اراده قوی وارد شوند، و از آنها خواست که به هدفهای اسلامی وفادار بمانند و از مرگ در راه خدا نترسند. او به فرزندانش یادآور شد که در کنار جهاد و شهادت، پاداشهای بزرگی در انتظارشان است. این سخنان بهوضوح نشان میدهد که خنساء درک عمیقی از مفاهیم اسلامی پیدا کرده بود و در تربیت فرزندان خود، آنها را به سیر در راه اسلام و جهاد در راه خدا تشویق میکرد.
وفات
خنساء در سال ۲۴ هجری، در اوائل دوران خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه، در بادیه فوت کرد. زندگی و تربیت او یک نمونه بارز از تأثیرات عمیق اسلام بر افراد است و نشان میدهد که چگونه آموزههای پیامبر اسلام میتوانند انسان را از چالشها و سختیها عبور دهند و به او آرامش و یقین در مواجهه با مصیبتها دهند.
نتیجهگیری
✦میراث جاودانهی خنساء
خنساء نهتنها یک شاعر که یک الگوی اخلاقی، فرهنگی، ایمانی و حماسی برای همه عصرهاست. او در تقاطع اندوه و ایمان ایستاد، اما راه صبر را برگزید. اشعارش در دیوانهای عربی بهعنوان نماد مرثیه باقیمانده و ایمانش در تاریخ اسلام، الگویی از صبر و فداکاری است.
✦منابع
ابن قتیبه دینوری، الشعر والشعراء
ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب
ابن اثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة
ابن سعد، الطبقات الکبری
ابن عبدربه، العقد الفرید
ابن اثیر، اسدالغابه
[1] – (جنگ قادسیه یکی از مهمترین جنگهایی که بین اعراب مسلمان و سپاه ایران در زمان خلیفه دوم رضی الله عنه در نزدیکی قادسیه اتفاق افتاده است .این جنگ که بین مسلمانان و سپاه ساسانیان در چهار روز واقع شده، سرانجام با پیروزی مسلمانان و فتح و دستیابی به سراسر سواد (عراق) به جز مدائن به پایان رسید).